دسته بندیخدا،دروغ گوی بزرگ

خدا، دروغ گوی بزرگ – بخش ۳ (عنوان کتاب)

خ

بخش اول بخش دوم به هر حال اون روز داشت تموم میشد واسم، چون کاری رو که باید انجام دادم.یه لحظه به یاد سرو افتادم.که مرگ اون باعث شد تا عشق مامان بابا تبدیل بشه به یه رابطه ای که فقط میخوان با یاد هم زنده باشن و این ها باعث شد تا مامان از بین ما بره و مریضی مامان باعث شد تا من با کایلی آشنا بشم.به قول رضا هیچ چیز اتفاقی نیست. رضا ؟؟ درباره رضا چیزی نگفتم براتون ولی جلوتر که بریم و بیشتر با زندگی من...

خدا، دروغ گوی بزرگ – بخش ۲ (عنوان کتاب)

خ

لیست تمام بخش ها :

بخش اول

چیزی که تو کایلی منو خیلی به خودش جذب کرده بود، شجاعتش بود.خب اونم از من خوشش میومد 🙂 . من اون موقع ها قیافه ی تقریبا خوبی داشتم که همهی رفقام میگفتن تو با این قیافت عجیبه که دوست دختر نداری.

نوشته‌های تازه

آخرین دیدگاه‌ها

بایگانی

دسته‌ها

اطلاعات

X